تبليغاتX
عرفان برابری آزادی - با تو نشستیم
آزادی بیان و قلم

با تو نشستیم

 

لحن تند قناری   تنک شد

 

بر سطح قهوه ای باران .

 

 

از دوست داشتن ات حرفی بود

 

لای لبانت

 

رژه های تیره تردید

 

پوست انگستانت

 

حروف دوست داشتن ات را گم میکرد

 

هوا نشسته بود

 

روزنامه ورق میزد .

 

 

پارک

 

هاشور زد     تصویر با تو نشستن را

 

صدا ترک خورد

 

حنجره صبح

 

گرومب گرومب     سبد های تیره ای ابر

 

صدا ترک خورد

 

نامه های تو در طوفان

    

صدا ترک خورد           

 

آینه ای در تاریک ر.

 

      بعد هوا شب شد

 

سیاهی رفت     

 

ذهن سبز پارک    

 

از نیمکت نمزده پلک گذشتی

 

و خدا عادت شد .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/04/19ساعت 10:39 بعد از ظهر  توسط سعید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وبلاگی که ملاحظه میکنید تمام حرف های درون سعید در تمامی جهات است.امیدوارم لذت ببرید.

نوشته های پیشین
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
پیوندها
نشریه شاخه جوانان مشارکت
اوهام محرمانه
باران شیوا
اوهام محرمانه قبلی
نهایت محسن
دکتر مصطفی معین
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان